جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۸

سایه کشناکِ ، کشانی ها

ارسال توسط مدیر سایت در تاریخ ۳۰ - تیر - ۱۳۸۸

خرده جنایت های زناشویی

کاری جدید و برخوردی نوین با تئاتر اصفهان ،‌ او بگفته کارگردان ، سبک رئالیسم را به نمایش میگذارد و مهم تر از همه از کارگردان ،‌ شهرت آشنایی چون رادمهر کشانی ! شما نیز نام کشانی های اصفهان را شنیده اید !  آقایان رضا و اکبر کشانی که چند وقتی سایه انداز شورای تئاتر استان بودند و هنوز نیز بعید نیست دستی در کار نداشته باشند ! پوستر و بیلبورد های شهر حاکی از سرمایه گذاری صحیح و قرار داشتن نقش اول این ئتاتر به خود رادمهر کشانی را سبب میشود ، البته اینجانب کلیه توافقات این پست را موقث میدانم زیرا هنوز فرصت رفتن و کسب فیض کردن از این نمایش زیبا را نداشته ام ، علی الحساب روی شناختی که از چهره و نحوه عملکرد سابقین تئاتر اصفهان داشتم ، تشخیص دادم که چهره مرد داستان باید شخص رادمهر کشانی باشد ، بزودی از این تئاتر عکس هایی تهیه و در وب قرار خواهد گرفت  ، نظر شما در مورد خرده جنایت های زناشویی نیز بعد از نمایش به صورت خبرنگاری در وب قرار خواهد گرفت .

حوزه هنری در این باره میگوید :‌

این نمایش داستان زوجی را روایت می کند که در پی پاسخ سوالات بی پایانی هستند. ژیل (مرد داستان) بر اثرحادثه ای مرموز دچارفراموشی شده است وهمسرش لیزا او را به خانه می آورد تا گذشته را به یاد آورد. ژیل می خواهد از صحبت ها و تعاریف لیزا گذشته خود را بازسازی نماید تا تصویر دیگری از زندگی زناشوی ارائه نماید. او مداوم با این سوالات درگیراست این زن کیست؟ آیا به واقع همسر اوست؟ و…
دو نقش اصلی نمایش ” خرده جنایت های زناشوهری ” توسط رادمهرکشانی و ژاله بلمه ایفا می شود. این تئاتر توسط گروه تئاتر پژوهش و با همکاری حوزه هنری استان اصفهان روز یکشنبه ۷ تیرماه لغایت ۲ مردادماه (جمعه ) در تالارسوره اصفهان واقع درخیابان آمادگاه - روبروی هتل عباسی به اجرا درمی آید.
گفتنی است، این نمایش به جژء (روزهای شنبه ) همه روزه در تالار سوره ساعت ۱۹:۳۰ بعدازظهر به روی صحنه خواهد رفت

در مصاحبه ای منصوب به رادمهر کشانی آمده است :

جناب آقای کشانی با توجه به اینکه تئاتر خرده جنایت های زناشوهری شما هم اکنون در تالارسوره به روی صحنه رفته و شما نیز ایفاگر یکی از نقش های اصلی آن هستید از سابقه فعالیت خود در زمینه تئاتر برایمان بیشتربگویید؟
از سال ۱۳۶۹ فعالیت بازیگری خود را با بازی درنمایشنامه بن بست شروع کردم و تاکنون در بیش از یکصدوپنجاه نمایشنامه ازجمله مرغ دریایی، گنجینه طلا، اوستا، پریچهر، آهسته، گل سرخ و … بازی نموده ام و بیش از پنجاه نمایشنامه از جمله آرامش از نوعی دیگر، صبح طلوع می کند، زهور، مادموازل ژولی،آوازقو و… را کارگردانی کرده ام .
- کمی هم از فعالیت های گروه تئاتر خود (پژوهش) در این سالها برایمان بگویید؟ گروه تئاتر پژوهش از سال ۱۳۷۶ به صورت فعال کار خود را درزمینه اجرای نمایشنامه های کلاسیک شروع کرد وتنها گروهی بود که درآن زمان نمایشنامه های کلاسیک را به صورت اجرای عمومی برروی صحنه می برد. این گروه در طی این سالها بیش از یکصد نمایشنامه کوتاه و بلند ایرانی و خارجی را برروی صحنه برده که از آن جمله می توان به اسکاپن، خسیس، مرغ دریایی، آنتیگون، آهسته با گل سرخ، آرامش ازنوعی دیگر، گنجینه طلا، مادموازل ژولی، تراژدین اجباری، صبح طلوع می کند، آوازقو و…. اشاره کرد.
- با توجه به اجرای نمایش خرده جنایتهای زناشوهری با همکاری یک شرکت خصوصی نظرتان را در مورد خصوصی سازی تئاتر بیان نمایید؟ از جمله چشم اندازهای گروه ما رسیدن به تئاتر دائمی در شهر، بدون وابستگی مستقیم به ارگانهای دولتی می باشد که دراین راستا برای اولین گام نمایشنامه خرده جنایتهای زناشوهری را به صورت مشترک با شرکت ورزشی راین و همکاری حوزه هنری از تاریخ ۷ تیرماه الی ۲ مردادماه به جزء شنبه ها ساعت ۱۹:۳۰ در سالن سوره واقع در خیابان آمادگاه روبروی هتل عباسی به روی صحنه می بریم. در همین خصوص باید بگویم که خصوصی سازی تئاتر درنهایت به سود تئاتر کشور است زیرامشکلی که امروز درتئاتر وجود دارد گرایش گروه های تئاتری به سمت سفارشات ارگانهاست و در این بین نقش مخاطب و شناخت صحیح از او روز به روز کمرنگ تر می شود درصورتی که مخاطب اصلی تئاترمردم هستند، نه مسئولین ارگانها.
- هدف شما از انتخاب این نمایشنامه برای اجرا چه بود؟ هدف من از انتخاب این نمایشنامه (خرده جنایتهای زناشوهری) تم تاثیرگذار این نمایشنامه و مناسب بودن برای زمان ومخاطب امروز بود.
- درمورد این تئاتر و شیوه اجرای آن توضیح دهید؟ شیوه اجرایی این تئاتر رئالیست می باشد و این امر در طراحی صحنه نیز نمایان است. خرده جنایت های زناشوهری شرح تقابل هاست. تقابل سایه هایی که در پس شخصیت آدمها نهفته اند و شخصیت بیرونی شان را می سازند، با شناختن این سایه های روبرو می شود به درون آدمها راه یافت و با ایجاد ارتباط متقابل و منطقی بین آنها از خرده اختلافات زناشویی کاست. خرده اختلافاتی که درصورت نادیده گرفتنشان بدل به خرده جنایات می شود.
- مضمون اصلی این نمایشنامه چه بود که شما را ترغیب به اجرای آن نمود ؟ نمایشنامه خرده جنایت های زناشوهری عاشقانه است، عاشقانه ای دردناک و مضحک ، یکی اسیرغرور است ودیگری بدبینی که دراین جهان پر از دروغ و ریا چاره ای جز این نیست که زن و مرد یکی شوند. شاید آسان می نماید ولی بدون یکی شدن با کج فهمی و نیرنگ این جهان غیرممکن است. در این نمایشنامه یکی مدام دردها و ایده هایش را زمزمه می کند و درخنثی بودن محیطش به تنگ آمده و افکار و امیالش فراتر از ترس و بی پناهی و حسادت معمولی انسان می شود و همه چیز را تاروتاریک می بیند و معشوقش را کامل می خواهد و می داند خواهنده ایست به دنبال معنی و عمق عشق و دیگری از اظهارعشق و خواهندگی خود درهراس است و می خواهد امنیتش را و آسایشش را که در عشق بوده با رهاییش طاق بزند، کسی که خود بهترمی داند که در درونش چه می گذرد و درونش را پشت پرده نگه می داردو می پندارد اگر پرده بیافتد خود فرو می ریزد و ظاهرش را آرام و رام نشدنی نشان می دهد.
- دیدن این تئاتر را برای چه گروهی مناسب می دانید؟ من تمامی گروه های تئاتری را دعوت به دیدن این تئاتر می نمایم اما می گویم شما اگر از این جهان افرامها و دستورهای خشک و بی احساس، از این جاده های تو درتو و طولانی که معلوم نیست به کدام ناکجا می رسند، از این تردید و هراس و حسادت و غروری که گهگاه دامنتان را می چسبد به تنگ آمده اید سری به ما بزنید.


خواستگاری بزرگ

ارسال توسط مدیر سایت در تاریخ ۹ - تیر - ۱۳۸۸

نمایشنامه طنز خواستگاری بزرگ ،‌ با توجه به تذکرات داده شده از شورای نمایش ، به باز بینی رفت ، این نمایشنامه طنز ، از گفته  باز بینان محترم ، دارای معایبی است ، که نویسنده آن ، آقای ایمان فرهادی ، سرپرست گروه هنری ، می باشد ، بعد از باز بینی اولیه پیش نویس نمایشنامه به باز نویسی میرود تا با دستی پر به فعالیت های گروه ایندرا اضافه شود ، گفتنی است ، حدود ۱۵ روز دیگر متن مجددا به باز بینی فرستاده خواهد شد و نویسنده انتظار دارد ، باز بینان محترم پس از باز بینی و انتشار نسخه اصلی تصمیم دیگری را اتخاذ نمایند .

رابطه کارگردان با بازیگر

ارسال توسط مدیر سایت در تاریخ ۹ - تیر - ۱۳۸۸

رابطه ی کارگردان با بازیگر

مهم ترین تصمیم بعد از انتخاب فیلمنامه در تئاتر این است که چه کسی در آن بازی کند یا چه کسانی برای نقش های آن برگزیده شوند. در کارگردانی بازیگرها مهم ترین مطلب، انتخاب صحیح افراد است، زیرا بازیگران قادرند صحنه ی را بسازند یا از بین ببرند. ممکن است صحنه ی زیبایی در فیلمنامه ی خود داشته باشید و به زیبایی هم آن را کارگردانی کنید اما آن چه که اشکال به وجود می آورد انتخاب بازیگر نامناسب باشد، بنابراین شخصیت مورد نظر در فیلم بلافاصله افت می کند. گاهی نیز ممکن است شخصیتی را که در فیلمنامه ضعیف پرورده شده، به دست بازیگر باتجربه یی بدهید و از آن شاهکاری بسازد، پس بسیاری از کارگردان ها تمایل دارند در انتخاب بازیگر آزاد باشند و خود، بازیگرانشان را انتخاب کنند؛ بعضی نیز این کار را به کمک مشاورینی زبردست که در اصطلاح «بازیگردان» نامیده می شوند به انجام می رسانند و حتی گاه پیش می آید که فیلمنامه بر اساس شخصیت بازیگری مشخص نوشته شده و دیگر گریزی از آن نیست، اما همه ی کارگردان ها، به اتفاق، از این که تهیه کننده بازیگری را به آن ها تحمیل کند ناراضی هستند.
اولین بررسی کارگردان روی بازیگرش، کنکاش درباره ی شباهت هایی است که شخص مورد نظر باید از نظر جسمی، نحوه ی برخورد، شیوه ی رفتار و خصوصیات اخلاقی با شخصیتی که در فیلمنامه هست، داشته باشد. اصولاً هر کارگردانی مایل است بازیگرانش انعطاف پذیر، سریع الانتقال، باذوق، خلاق و ماهر باشند چرا که حرفه ی بازیگری اساساً محتاج چنین خصایصی است. بازیگر باید قادر باشد با بهره گیری از میمیک صورت، فن بیان، تأکید در کلام، نرمش بدن، شیوه ی راه رفتن و به راحتی شخصیت مورد نظر را القا کند. از این  رو تبحر در نشان دادن چنین حالاتی نیازمند نشأت گرفتنشان از روح و روان بازیگر بوده که پرواضح است هر چه تجربه بیش تر باشد ارایه ی بازیگری نیز کامل تر خواهد بود، ولی با این وجود موفقیت بازیگر در سینما بستگی زیادی به هنر کارگردان در هدایت او دارد. البته کارگردان درس بازیگری نمی دهد بلکه به بازیگر کمک می کند تا از فیلمنامه برداشت درستی داشته باشد، چرا که بعضی از بازیگران چنان غرق برداشت شخصی خود از شخصیت داستان می شوند که قادر به هماهنگی با دیگر شخصیت های فیلم نیستند. باید در نظر داشت که بازی در سینما و تلویزیون به مقیاس گسترده یی با بازی در تئاتر تفاوت دارد، زیرا به تکنیک های افزوده یی علاوه بر تکنیک های بازی در تئاتر نیاز دارد که اگر بازیگر به آن ها واقف نباشد نمی تواند در سینما و تلویزیون ایفاگر نقش موفقی در تئاتر یا سینما باشد. کارگردان می تواند با بهره گیری از فن آوری و امکانات ویژه ی سینما - تلویزیون و تئاتر، کمک های شایان توجهی به بازیگر ارایه دهد تا حدی که همین قابلیت ها باعث شده عده یی بدون داشتن سابقه ی تئاتری و فنون بازیگری صحنه، به ستاره های عالم سینما و بازیگران موفقی در تلویزیون بدل شوند. از جمله وجوه تمایز سینما و تلویزیون با تئاتر مسایلی است همچون:

تداوم (Continuity)
بازیگر سینما هفته ها و ماه ها باید وحدت شخصیت پردازی اش را حفظ کند، حال آن که ممکن است طی این مدت، روزانه، مقدار کمی از آن را مقابل دوربین عرضه کند. گاهی پیش می آید که بازیگر آخرین صحنه ی فیلم را در ابتدا بازی کرده یا صحنه هایی را که از نظر حسی بسیار با هم متفاوت  هستند در یک روز بازی کند، اما کار بازیگر تئاتر متداوم است و کارگردانش با تمرین های طولانی، او را به سمت اجرای مستمر هدایت می کند در حالی که کارگردان سینما بازیگرش را مرحله به مرحله پیش می برد.

زاویه ی دید (Angle)
نمایش را آن چنان که خود می خواهیم تماشا می کنیم، اما فیلم را چنان می بینیم که کارگردان می خواهد. در تئاتر برای تأکید روی قسمت های خاصی بازیگر با توسل به انفعالات فیزیکی توجه تماشاگر را جلب می کند، ولی در سینما، میزانسن های اعمال شده از سوی کارگردان است که این کار را انجام می دهد؛ از جمله تقطیع
(Break Down)، اندازه ی نما (Scale)، مکان دوربین (Set-up)، حرکت دوربین (Moving Camera)، نوع عدسی (Lense) و چگونگی نورپردازی (Lighting). البته در مرحله ی پس تولید هم عواملی چون تدوین (Editing)، جلوه های ویژه (Special Effect)، موسیقی متن (Musical Score) و دوبله (Dubbling) بر نحوه ی عملکرد بازیگر، تضعیف یا تقویت آن، تأثیر می گذارند که همه*ی آن ها نیز تحت نظارت و تأیید نهایی کارگردان فعالیت می کنند.
از آن جا که کارگردان نه تنها با تکنیک فیلمسازی و صحنه پردازی بلکه با عواطف انسانی نیز سر و کار دارد، باید آگاهی زیادی از سرشت آدمی و روانشناسی رفتاری داشته باشد. او باید رفتاری پدرانه و با سیاست از خود نشان دهد. تنها از یک راه می توانید افراد را به کاری وادار کنید که می خواهید انجام دهند و آن، ایجاد انگیزه و حس خواستن در آن هاست. یکی از بهترین راه ها، این سخن «ویلیام جیمز» است که می گوید: «همه  تعریف را دوست دارند. ریشه دارترین اصل در سرشت آدمی میل وافرش به قدردانی است و از آن جا که بازیگران فرقی با دیگران ندارند، نسبت به کارگردانی که رضایت خود را نشان می دهد و در مواقع لزوم تشویق می کند عکس العمل خوبی نشان می دهند» یا سخن بزرگ دیگری به نام «کریشتون» که می گوید: «کارگردان باید با بازیگرانش دوست باشد. البته منظورم این نیست که کارگردان باید تک تک بازیگرانی را که با او کار می کنند بشناسد و با آن*ها رابطه*ی دوستانه برقرار کند ولی خب وقتی کارگردانی، بازیگری را هدایت می*کند، از آن*جا که قصد بیرون کشیدن بخشی از درونش را دارد، باید رابطه یی صمیمانه با او داشته باشد البته اگر مقدور است»!
بعضی اوقات اتفاق می افتد که به بازیگر روی صحنه، احساس ترس عجیبی دست می دهد یا ممکن است دچار وسواس شود. در این جاست که احساس می شود ادامه ی کار مشکل خواهد بود و کارگردان باید به سرعت راه حل منطقی این مسئله را بیابد. یکی از عللی که باعث به وجود آمدن چنین ترسی می شود، کارگردان است که به تمرین ها بهای زیادی نداده یا بازیگر را به اندازه ی کافی توجیه نکرده یا آن قدر به او نق زده که به تدریج ترس توی دل بازیگر جمع شده و در یک صحنه ی خاص خودنمایی کرده است؛ به قول «کلارک گیبل»: «کارگردان های ناآگاه و مستبد، احساس امنیت را از انسان می گیرند. وقتی در صحنه حضور دارند باعث تخریب خلاقیت بازیگر و در نتیجه تخریب فیلم یا نمایش می شوند، چرا که هیچ  کس حاضر نیست از خود مایه بگذارد و به آن چه او می خواهد اهمیتی بدهد؛ همگی به صورت ماشین در خواهند آمد بدون این که ذره یی از جنبه ی هنری خود مایه بگذارند».
یک فیلم یا نمایش برای خودش جهان کوچکی است و توازن از مهم ترین موارد آن است. کارگردان باید بتواند تمام عوامل را متوازن کند. از خطرناک ترین مسایل در فیلمسازی، این واقعیت است که وقتی شما با ستاره یی کار می کنید باید توجه داشته باشید که این ستاره ها به دلیل تکرار همان صدا و حرکات است که ستاره شده اند و تماشاگر هم به آن ها عادت کرده است. اگر روزی قرار بر این باشد که کارگردانی با ستارگان سینمای تجاری کار کند، یک کارگردان عاقل که نگران بازگشت سرمایه*ی تهیه*کننده*ی خود است در چنین مواردی از ریسک تغییر دادن شخصیت بازیگرها یا به عبارت دیگر دگرگون کردن تیپ جاافتاده ی آن ها در سینما اجتناب می کند؛ به این دلیل که بیش تر بازیگران بزرگ سینمای تجاری یا ستارگان هالیوود هرگز به آن مفهومی که ما در تئاتر به آن برمی خوریم بازیگر نبوده و نیستند. برای مثال «گری کوپر، کلارک گیبل، ارول فلین» و … تیپ خاصی در فیلم ها ارایه داده اند. «جان وین و جیمی استوارت» نیز این چنین بوده اند. بدا به حال کارگردانی که بخواهد تیپ آن ها را تغییر دهد.
از دیگر مشکلات یک کارگردان سینما و تلویزیون، کار با بازیگران کودک و نوجوان است. کار با بچه ها از جهاتی مشکل تر از به کارگیری بازیگران بزرگسال است. آن چه مسلم است این که بازیگران خردسال یا نوجوان از نظر حساسیت و شعور اجتماعی با بزرگسالان تفاوت دارند، به ویژه این که به راحتی از چیزی آزرده خاطر  شده و احتمالاً کار را ترک خواهند کرد. از این  رو کارگردان موقع کار کردن با آن ها پیوسته باید در رفتار و کلام خود دقت کند و به ویژه در ایجاد ارتباط با آن ها دقت لازم را به کار برد تا بتواند احساس مسئولیت و حس هم ذات پنداری با نقش شان را تحریک کرده و بدین وسیله بهترین بازی را از آن ها بیرون بکشد.
خلاصه این که یک هنرجوی کارگردانی اگرچه می تواند فنون قراردادی فیلمسازی و فیلمنامه نویسی را به خوبی بیاموزد ولی چنان چه سلیقه و حساسیت لازم را در برخورد با بازیگرش نداشته باشد، هرگز فیلم های خوبی نخواهد ساخت. به نظر شما چه چیز باعث می شود که یک نقاش از نقاشی دیگر کار کند حال آن که هر دو از یک منظره و یک ابزار کار استفاده کرده اند؟ یکی از تابلوها واکنشی عاطفی در بیننده ایجاد می کند در حالی که دیگری فقط یک نقاشی است!

نویسنده : بیتا خداداد

مراحل بازبینی متن ها

ارسال توسط مدیر سایت در تاریخ ۹ - تیر - ۱۳۸۸

باز بینی متن در شورای نمایش ، مدتی به طول خواهد انجامید ، لذا در حال حاضر به کمک برخی دوستان در حال بروز رسانی متن ها ، و آماده سازی جهت تسلیم به شورای نمایش ، همچنین ، دریافت مجوزات لازم جهت دریافت سالن تمرین و همایش ها ، با توجه به سبک کاری جدید و سیاست هایی که برای ادامه فعالیت ها و مستمر بودن ، مد نظر قرار داده ، گروه ما ، نمایشنامه های طنز را در اولویت قرار داده و بعد از آن ، نمایش نامه های حماسی ، درام و تراژدی ها ، در پروسه های بعدی قرار دارند ، از کلیه اعضا درخواست داریم ، در سامانه ثبت نام عضو شده و از طریق پست الکترونیک uma.public@gmail.com نمایش نامه های جذاب را برای بررسی داخلی گروه برای ما ارسال کنند . با تشکر ، ایمان فرهادی

گروه هنري ايندرا