چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸

درباره ما

ارسال توسط مدیر سایت در تاریخ ۱۰ - تیر - ۱۳۸۸

نام ایندرا ، به چه معنی است ؟ ( معانی ایندرا )

در ادبیات ودایی Veda ایندرا Indra خدای جو و آسمان (موکل باران) است که جنگاوری و پهلوانی‌های او در اساطیر هند و ایرانی مشهور می‌باشد. برخی از کیفیات جنگاوری این ایزد را می‌توان با تیشتر در اوستا تطبیق داد. بخش دیگری از این اسطوره‌ در ادبیات پهلوی به صورت نبرد آتش زاوشت در ابرها درآمده است که با اسپنجروش دیو که از فرو ریختن باران جلوگیری می‌کند، می‌جنگد و با گرز بر سر او فرو می‌کوبد و آبهای زندانی را رها می‌سازد.
ایندرا ایزدی دلیر و جنگاور است که مهمترین پیشکار وارونا Varuna خدای آسمان‌های پرستاره به شمار می‌آید. اوست که زمین را به آریایی‌ها می‌بخشد و آب‌های خروشان را هدایت می‌کند. ایندرا همواره سوما Soma (هوما) افشرة مقدس می‌نوشد و در نشاط سوما، دژهای نود و نه گانه دیو خشکسالی را نابود می‌سازد.
ایندرا به نیروی خویش، زمین و آسمان را از یکدیگر جدا می‌کند و همه جا را وسعت می‌بخشد، فرمانروای طوفان‌ها و رودهاست، با روشنایی خویش تاریکی را ازمیان می‌برد و گاهی با گرز آهنین خود کوه‌ها را شکافته وگناهکاران را کیفر می‌دهد. اهمیت عمده او در نبردی است که با ورتره ‌‌Vrtra می‌کند. وی درحالی که همرزمان و یارانش او را همراهی می‌کنند، به نبرد ورتره می‌رود.
ورتره‌ به معنای سد کننده ، و دارای لقب اهی Ahi به معنای مار یا اژدها و برابر اژدهاک در اوستا می‌باشد. بر اثر این نبرد و فرود آمدن گرز آذرخشین ایندرا بر سر ورتره، زمین و آسمان از بیم می‌لرزند. ایندرا آبهایی را که اهی در خود زندانی کرده بود آزاد می‌کند. به همین دلیل ایندرا به ورترهن یعنی کشندة ورتره مشهور است. گاهی این ایزد را به گونه‌ای پرنده به نام کپینجله Kapinjala نوعی کبک تصویر می‌کنند. پرنده‌ای سرود خوان که صدایش چون نوای چنگ است، آسمان و زمین در برابرش خم می‌شوند و نفسهایش کوه را به لرزه درمی‌آورد، ایندرانی Indrani (همسر ایندرا) به همسرش می‌گوید : هیچ بانویی بیش از من زیبایی ندارد و هیچ کس با گرمی بیشتر از من جمال خویش را در ‎آغوش شوهرش پیشکش نمی‌کند.
ایندرا در مکتب فلسفی ویدانت (Vedanta)با وجود اعلی یکی شده و به عقیده برخی دیگر او سلطان ناحیه خاوری به شمار می‌رود و همچنین در ریگ ودا نیز حدود ۲۵۰ سرود به او خطاب گردیده است. سیلون لوی (S.Levi) چندین مکالمه دراماتیک در ریگ ودا کشف کرده است. که ظاهراً کهن‌ترین نمونه‌های نمایشی آریائیان به شمار می‌روند. در سرودهای ریگ‌ودا نیروهای طبیعی (نظر ایندرا) مورد خطاب قرار گرفته‌اند و به طور معمول برای بیان مجلسی (بلند‌خوانی) تنظیم شده‌‌اند. آئین ‌های مربوط به این مجالس از سپیده‌دم صبح تا اولین ربع شب ادامه می‌یافت. آریاها اصولاً به طبیعت و پدیده‌های طبیعی نه تنها احترام می‌گذاشتند، بلکه به گونه‌ای به آنها عشق می‌ورزیدند و در سرودهای ریگ ودا اثر این عشق به طبیعت بسیار برجسته و محسوس است. به یک معنا می‌توان گفت، درام در هند به قدمت وداهاست.
بر طبق یک افسانه زیبای هندی، منشاء تئاتر، مراسم جشن پیروزی ایندرا بر شیاطین است. در این مراسم هم خدایان و هم شیاطین شرکت می‌جستند و بازیگران ، مبارزات آنان را با حرکات گوناگون مجسم می‌ساختند. هنگامی که شیاطین پی بردند که این درام، نمایشگر شکست آنان خواهد بود، عصیان کردند و با خدایان بدخواه کوچک تر متحد شدند و این وضع چنان آشفتگی در بازیگران ایجاد کرد که دیگر قادر به حرکت و گفتگو نبودند و آن زمان بود که خدای ایندرا پرچم خود را به دست گرفت، به میان صحنه آمد و غالب آن خدایان بدخواه و شیاطین همدست آنان را نابود کرد، سپس بنایی بر پا ساختند که بعدها نام تئاتر به خود گرفت، لیکن برای آنکه بازیگران در برابر بازمانده شیاطین محافظت شوند، خدایان متعددی حفظ و حراست این بنا را برعهده گرفتند و پرچم ایندرا به صورت نشانی از حمایت بازیگران درآمد.
قرن‌ها پس از ریگ ودا، هنوز ایندرا در اسطوره‌های هندو نقش دارد. لیکن این‌جا همچون سایه‌ای از خویشتن قدیم‌اش تجلی می‌کند. در یکی از حماسه‌های هند و به نام مهابهاراتا Mahabhayata ایندرا در شرایطی که پیش از این دلیر و نترس می‌نمود به هراس می‌افتد و درحالی که در اسطوره‌های قدیم بر اژدها چیره شده بود، اژدها بر او پیروز می‌شود. در یکی دیگر از حماسه‌های هندو به نام رامایانا Ramayana ایندرا هنوز شاه خدایان به شمار می‌رود، لیکن اهریمن که راوانا Ravana نام دارد بر او پیروز می‌شود و به جای او ویشنو  Vishnu خدای حافظ و نیکخواه به دفاع از بشر و خدایان برمی‌خیزد.
نام ایندرا تنها دوبار در اوستا ظاهر می‌شود و آن هم نه به عنوان خدا بلکه به صورت موجودی منفی که در مفهوم امروزی خود دیو معنی می‌دهد و در مقابل اردیبهشت امشاسپند قرار می‌گیرد، ولی لقب مشخص ایندرا ورترهن Vrtyahan در اوستا به صورت ورثرغن Verethraghna ظاهر می‌شود، اما صفت ایندرا به ایزد مهمی به نام بهرام Wahyam خدای جنگ مبدل می‌گردد. بهرام به صورتهایی از مظاهر طبیعت و حیواناتی مقدس نظیر باد تند، اسب سفید، پرنده‌ای تیز پرواز (احتمالاً باز)، گراز و بز تصویر می‌شود.
مهمترین جایی که این اسطوره ودایی در اساطیر و حماسه‌های ایرانی ظاهر می‌شود، حماسه‌های مربوط به رُتستَهم (رستم) است، داستان‌های نبرد ایندرا را با ورتره به احتمال بسیار در هفت خوان رستم و نبرد وی با دیو سپید منعکس گشته است.
تشابهات دیگری میان این دو وجود دارد، به طور مثال ایندرا از پهلوی مادر بیرون آمده است و رستم نیز به گونه‌ای غیر معمول از پهلوی مادر متولد می‌شود و به همان گونه که ایندرا برای نابودی نیروهای پلید زاده شده، رستم نیز از میان برنده دشمنان است و به همان گونه که ایندرا افشره‌ گیاه سوما را پیوسته می‌نوشید، رستم نیز می‌ خواره‌ای بزرگ بود. مشترکات دیگری نیز وجود دارد که دراین مجال نمی‌گنجد و به همین بسنده می‌کنیم.

گروه تئاتر ایندرا ، موسسان ، اهداف و … :

امکان نظردهی برای این مطلب وجود ندارد.

گروه هنري ايندرا